سلام
پرشین بلاگ هم خوش تیپ شده!
باید هر از چندگاهی یه آپدیتی کنم وبلاگم پاک نشه!
آدرسمو که دارین؟
http://fallenangel.mihanblog.com
سلام بعد عمری دوری امشب دلم هوای اينجا رو کرد.دلم می خواد برگردم. اينجا يه حال و هوای ديگه ای داره!!!!!
دوستای خوبم سلام
من از پرشين بلاگ رفتم.
وبلاگ من رو از اين به بعد ر در اين آدرس ببينيد.
از همه شما بابت همه چيز ممنونم
خصوصا از محسن عزيز برای طراحی قالب اين وبلاگ
بدرود پرشين بلاگ
شعر جديد من برای دکتر...!

تو ميداني و من تنهاJust you know and I
كه اين تنهايي غمگينThat how much this sad loneliness
براي عاشقاني مثل ما رسواFor Infamous lovers like us
چه سنگين است heavy Is
قلم ديگر توانش نيست This pen has no ability any more
ودل ديگر بهانه اش نيستAnd the heart has no reason to go on
منو تو مثل هم تنهاWe are lonely like each other
در اين بيغولهIn this lonely
اين صحراIn this desert
من و تو چشمهائي تا ابد بر راهWe are like two eyes which are waiting for ever
ببين اين رنگ خوش رنگ صداي توستLook that’s your colorful voice
مرا از خويش مي گيردWhich gives me from myself
من و تو مثل هم غمگينWe are sad like each other
نفس بُرٌنده!Breath is trenchant!
بس سنگينToo heavy
منو تو مثل خوابيم و روياWe are just like sleeping and dreaming
تو مثل تكه هاي آينه صافيYou’re are soft like pieces of mirror
و من چون باور روياAnd I’m like happening of a dream
به سطح صيقلي چشم تو محتاجWhich needs the smooth surface of your eyes
صدايم كنCall me
من بي خاطره بي تو Look Unsouvenir me
ببين آرام مي پوسم is rotting without you
هراسي از شب گُم نيستThere is no fear of this strange night
من اينجا با لباسي از حرير سرخ مي خوابمI’ll lay down here in a clothe made of red silk
تو را وقتي كه مي بوسم!When I kiss you!
شعر جديد من

امشب دلم هواي تو داردI miss you tonight
نه امشب All nights
كه هر شب بي قراريAll the nights of Unrest
هر شب انتظارAll those waiting nights
هر شب – از چشمك ستاره تا لبخند خورشيد-Every night- from star light till sunrise-
دلم هواي تو داردI miss you
نه براي آغوشتNot for your hug
نه براي لبخندتNor your smile
نه براي نگاهتNor for your glance
يا صدايتOr your voice
تنها براي ستايشتJust for praise
شايد بخنديYou may laugh
اما But
از روزي كه نيستي و نميدانم كجاييSince the day that you’ve gone and I don’t know where
به چهار جهت التماس مي كنم !I appeal in four ways
به چهار جهت نماز ميگذارم!I pray in four vectors
شايد آنقدر كه بايد التماس نكرده بودمMay be I didn’t appeal enough
شايد آنقدر كه بايد نشكسته بودمMay be I didn’t break enough
شايد آنقدر كه بايد نيست نشده بودمMay be I didn’t smashup enough
اما But
مطمئنم به اندازه كافي دوستت داشتم!I’m sure I loved you enough!
گمان نمي كني به اندازه بود عذاب؟isn’t enough this much pain?
گمان نمي كني كمي حق دلم را به يغما مي بري؟don’t you think you are spoiling my title a little?
من بدمI’m the bad guy
اما دل بي گناه كه دوستت داشت!but sinless heart has loved you
برگردcome back
چيزي براي بخشيدن ندارمI don’t have anything to give to you
اماbut
تكه هاي دلمpieces of my heart
ته مانده هاي غرورم silts of my pride
ارزاني نگاه بي رحمتbestow on your unmerciful eyes
برگرد!come back!
يه ترانه از ستار
ردپاي عشق ديگر در نگاه او نشسته
نقش من در بركه هاي چشم او ديگر شكسته
آنكه روزي عاشقونه گرمي آغوش او بود تكيه گاه خستگيهام
ديدم آخر در نگاهش لحظه تلخ جدايي رنگ مرگ آرزوهام
سر به زانو مي گذارم تا نبينم رفتنش را
آه من در سينه ام باش تا نگيري دامنش را
از نگاه من گريزان آن دوچشم پرگناهش
مي گريزد تا نبينم مرگ عشقو در نگاهش
چشم چون آئينه ي او آن دو چشماني كه روزي
با نگاه عاشق من لحظه لحظه روبرو بود
ديدم و باور نكردم چون غروبي سرد و سنگين
اينچنين با من غريبه خالي از هر گفتگو بود
من نمي پرسم كه آمد زيرو و رو شد آشيانم
او نمي خواهد بگويد من نمي خواهم بدانم
گر پشيمان هم بيايد من نمي خواهم بمانم
شعر جديد من واقعا غزل يه حس ديگه داره!

توروشني روزي در اين شب خاموشي
در غربت صد گريه امنيت آغوشي
در خاطره ام مانده لبخند نگاه تو
از من به دلت تنها جا مانده فراموشي
من قافيه بارانم در بزم نگاه تو
تو در شب اين بارش با بوسه هم آغوشي
از بودن من با تو تنها قدمي مانده ست
اما نشود ممكن وقتي تو نمي كوشي
هركس كه رسيد از راه زد زخم به احساسم
دست تو مرا بس ، تو ، بر نيش دلم نوشي
گويند كه مي جوشد هر چشمه ز بطن سنگ
در سينه ي من شعر است در شعر تو مي جوشي
عرياني احساس و سرماي غريبستان
در سردي اين شبها تو الفت تن پوشي
ديگر چه هراس از شب وقتي كه تورا دارم
تو روشني روزي در اين شب خاموشي!
فکر کنم اينم شعره!

انگاری تنها غزل موندنيه
وقتی چشماتو می بندی و می ری
يه سراغ از دل من نمی گيری
وقتی بی تفاوته برات شکستنم
وقتی می بينی منو اما ديگه انگاری نه اين منم
وقتی هديه ات واسه من بهو نه هاس
لبی که واسم غزل می خونده بی صداس
ديگه تکرار تو لالائی خوابم نميشه
نتونستم نمی تونم و نشد که جوابم نميشه
پای چشمات دل گذاشتم
-همه اون چيزی که داشتم-
رفتی و انگار نه انگار دل سادمو شکستی
رفتی و رو اين همه عشق چشماتو چه ساده بستی
بابا ايوالله مرام.....!!!
من وفاتو نمی خوام
نه ديگه منتظرم نه که دنبالت می يام
توی عصری که دلا آهنيه
دلمو با غزلهام خوش می کنم
انگاری تنها غزل موندنيه!!!
جديدترين شعر من
پره از هوای سرد بی کسی
شب من وقتی به دادم نرسی
بسته بی تو دلم از ترانه لب
يخ زده بی توتنم تو دست شب
وقتی رفتی لحظه بی تو جون سپرد
باد وحشی همه ی شعرامو برد
وقتی رفتی بغض آسمون شکست
دل که تنهايی تو باورش نبود
جز هوای تو توی سرش نبود
بعد تو به باور شکست رسيد
رفتی و از همه ی دنيا بريد
به خدا حق دل من اين نبود
به خدا وقت شکستنش نبود
خيلی زود بود واسه دلمرده شدن
از همه زندگی سر خورده شدن
اين شعر از من نيست ولی من خيلی دوستش دارم

زير انگشتاي تشريح تومرده اين تنم
اونکه دلسپرده بود وحالا دلمرده .منم
گفتم از تلخي تقدير وغروب فاصله
تو مي گفتي که يه همراز قسم خورده منم
توي آتيشت يه روزي .ذره ذره آب شدم
حالا اين دشت کويري که ترک خورده منم
جاي خون توي رگام جاريه شعر گم شدن
اون که غمهاي دلت رو با خودش برده منم
روح آزرده منم
بي تو مرده اين تنم
بيا تکيه گاه من
تا دوباره نشکنم
